آبستن تاریخیم،آبستن حوادثیم،ما همه آبستنیم
آبستن
سریال زنان سرسخت
سریالی بسیار ریبا در ژانر درام و کمدی. برنده ۳ جایزه golden globe |
کسب درآمد اینترنتی
با کمتر از ۲ ساعت کار در روز درآمدی معادل ۹۰۰.۰۰۰ تومان داشته باشید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
واقعا خیلی سخته بعد از مدتها ، بعد از ماه ها شروع به نوشتن کنی و ندونی چی بنویسی ولی در عوض خیلی هم شیرین آخه لا اقل منو که یاد روزای اولی انداخته که تازه این بلاگو راه انداخته بودیم و نمی دونستیم از چی بنویسیم ولی شروع کردیم و بالاخره خوب یا بد راه افتادیم و کم و بیش موتور این بلاگ و هر چند خیلی تنبل روشن نگه داشتیم الان هم من نمی دونم از چی بنویسم از اینکه تا حالا کجا بودم ، از همه اتفاقات خوب و بدی که تو این مدت افتادن یا بی تفاوت از همه به فکر یه شروع تازه باشم بگذریم یه جوری شروع می کنم ...
راستی یادم رفت سال جدید رو تبریک بگم ، سال نو همه مبارک امیدوارم سال جدید با تغییرات خوبی برای همه شروع بشه بیشتر از این آرزویی ندارم راستی دلم نمیاد یه چیزایی رو نگم موقع سال تحویل وقتی شبکه های تلوزیونی صدا و سیما رو این ور اونور می کردید احتمالا همشون دور و بر اماکن متبرکه بودن اصلا بد نیست خیلی هم خوبه ولی من یه سوال دارم مگه این نوروز که از نظر خیلی از آقایون علما خوب نیست و اخه مگه واسه 2500 سال پیش به اونور نیست پس چرا این لکه نگ رو میندازید گردن ائمه که از هر جهت معصوم هستند به خدا درست نیست ولی از شوخی گذشته واقعا ما ایرانی ها تو این 30 سال فراموش کردیم هر چیزی جای خودش رو داره سنبل نوروز همونطور که همه می دونند تخت جمشید واقعا این ناملایمتی ها تا کی می خواد ادامه پیدا کنه ، من به شخصه از حکومت گله ای ندارم ، چون مردم هم بی تقصیر نیستن منظورم از مردم عموم مردم و شامل همه میشه چرا نمی خوایم اطلاعاتمون رو یخورده لا اقل در مورد فرهنگ خودمون هر چند سطحی بالا ببریم ولی حتما باید برای کوچیک و بزرگ اعراب گریه کنیم نمی خوام سال جدید رو با گله گذاری شروع کنم یا به عقاید بی احترامی کنم ولی این مسائل همیشه تو ذهنم بوده و کم و بیش هم در موردشون نوشتم . نمی دونم واقعا نمی دونم شاید فرهنگ ما همینقدر ازش مونده که بریم از یه رهبر آدم کش مثل عمرالبشیر حمایت کنیم ... خودم خندم گرفته هر چی می خوام از یه چیزایی ننویسم مثکه نمیشه به هر حال کاریش نمیشه کرد بازم بگذریم
در آخر بگم به ایرانی بودن خودم افتخار می کنم هر چند از نظر خیلی ها شعار باشه
سال خوبی داشته باشید.


یک روز زمستانیه گرم تو شهر
چهارراه قصر به تاکسی گفتم : مترو .
نگه داشت،سوار شدم.تو فکر بودم که یهو دیدم یه بچه بهم زل زده.
بغل باباش بود.
تو ذهنم به این فکر می کردم که مامانه بچه با پدر بچه دعواش شده قهر کرده رفته خونه مامانش، و بابا مجبور شده بچه رو با خودش ببره سر کارش.
رسیدیم مترو عباس آباد . چقدر میشه؟ قابل نداره 300 تومن.
سوار مترو شدم .یه جا گیرم اومد و نشستم.یه زن که دست بچشو گرفته بود اومد جلومون و گفت این بچه بی سرپرسته کمک کنین.نگاه میکردمشون تا از دیدم خارج شدن.
هنوز تو فکرشون بودم که نمیدونم کدوم ایستگاه بود ، یهو جمعیت فوران زد به داخل قطار.
از لابلای جمعیت یه دختر 16 17 ساله التماس کنون از مردم میخواست ازش دستمال کاغذی بخرن.
تو راه، قطار داشت، اعصابمو به هم میرخت، هی می ایستاد و یه خانمه پشت بلندگو میگفت خونسردیتونو حفظ کنین.
هنوز به ایستگا توپ خونه نرسیده بودیم که یه پسر بچه دیگه اومد و تقاضای کمک میکرد.
با خودم فکر میکردم که چه اشکال داره ما این همه آدم بدبخت بیچاره داریم ولی به جاش ماهواره امید میفرستیم آسمون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آیا واقعا الان ما دیگه کشور فضایی هستیم؟
میتونیم سرمونو بلند کنیم بگیم ماهواره داریم؟موشکای خفن داریم؟کلا کشور پیشرفته ای داریم؟
تا کی میخواهیم خودمونو گول بزنیم،مگه ماهواره فرستادن یا انرژیه هسته ای داشتن پیشرفته-
وقتی آدم گشنه باشه؟
وقتی آدم زندگی نکنه؟
واقعا با این کارا میخواهیم به دنیا بگیم ما کشور پیشرفته ای هستیم،از ما بترسین؟
بهترین مهندسای ناسا که دارن برای آمریکا تو زمینه فضا کار میکنن ایرانی هستن،و آمریکا رو به ایران ترجیح دادن.
ای بابا، روز ولنتاین هم باید غصه بخوریم؟
روز ولنتاین مبارک


سلام
نمی دونم ، ولی انگار وبلاگ نویسیه ما هم شده مثل این شغل های فصلی ،فقط تفاوت کار ما با این شغل ها اینه که ما اگه به یه اتفاق مهم نزدیک بشیم کارمونو شروع میکنیم.
گفتم اتفاق ...
چاره ای نیست باز هم یه انتخابات دیگه پیش رو داریم مثل بقیه انتخاباتای دیگمون . فرقی نمینه میاد و میره و احتمالا تغییری هم بوجود نمیاد . نمیدونم چرا ولی بازم برای ما مهمه.
بازگشت ما این دفعه با یه قول همراه ، و اونم نوشتن 1تا2 مطلب در هفته،تصمیم هم گرفتیم از هر چی که دلمون خواست بنویسیم،پس یادتون باشه اینجا حرف اول رو دل ما یعنی من(پوریا) و سینا میزنه.
دوریه ما از وبلاگ نویسی دلیل نمیشد که وبگردی نکنیم و از اخبار بی خبر باشیم.شایدم بیشتر از قبل می خوندیم و بحث و جدل میکردیم.
تا همینجا بسه،چون فکر نمیکنم بیشتر از این سرگذشت ما برای شما جالب باشه، فقط چون این چند روزه خیلی خبرا بود،و فقط جهت یادآوری ،تیتر چند تا خبر رو براتون میزارم.
اوباما: گوانتانامو را ببندید
جایزه بین المللی برای زنان کمپین
22 اعدامی در دو روز اول بهمن
حمایت ایتالیا از مالکیت امارات بر جزایر سه گانه
ممانعت از برگزاری مراسم سالگرد بازرگان
سارق تخت جمشید شناسایی شد
فردوسی پور هم که در صدر اخبار بود.


بودن
چند سال پیش یعنی حدود ۳۰ سال پیش مردم کشوری با فرهنگی بسیار غنی با تجزیه و تحلیلی که دیگران براشون انجام دادند به این نتیجه رسیدند که تو کشورشون عدالت نیست ، گرانی هست ، آزادی نیست ، فقر هست ، دین و ایمون نیست ، بیگانه هست و ... و یهو به فکرشون رسید که یه انقلابی بکنند بلکه آب و برق و گازشون مجانی بشه ، پول نفت بیاد سر سفره هاشون ، دست بیگانه از منابع کشورشون قطع بشه و ... عدالت بیاد و آزادی بیاد و از این حرفا راستی یخورده هم با دین و ایمون بشن ولی ... ولی جدیدا مثکه با تحلیل های که خودشون انجام دادند متوجه شدند یخورده تو محاسباتشون اشتباه کردند ، مثلا اگه قرار بوده پول نفت بیاد تو سفره های خودشون میره یخورده اونور تر تو سفره جنگ و جدال حزب الله ، سوریه ، حماس و بر و بچه های ترقه بازی یا از آزادی فقط براشون اسم یه میدون باقی مونده ، از آب و برق و گازم نگو که بنده خدا ها تو زمستون گاز ندارن تو تابستون برق و آب ولی اشکالی نداره .
و این وضعیت همچنان ادامه داره ، ما ایرانی ها یه چیزی داشتیم که هر وقت تو یه مخمصه بین المللی گیر می کردیم پاش و می کشیدیم وسط اونم فرهنگ و تمدن مون بود که حالا یا سعی می کنن ببرنش زیر آب یا به بهانه پیشرفت نابودش کنند بازم اشکالی نداره
آره اشکالی نداره چون این مردم عوض همه اون چیزهایی که از دست دادند این خودشونن که همه چیز رو تحلیل می کنند و به این سادگی فریب نمی خورند. شاید میشه به حرکتهای دانشجویان ، کارگران ، زنان و معلمان در این مدت اشاره کرد که مخصوصا سر و صدا های دانشجویان تاثیر بسیاری در جامع داشته از جمله ۱۸ تیر که همچنان پیامدهایی دارد از جمله نامگذاری خیابانی در رم ایتالیا به نام همین روز که سفارت جمهوری اسلامی ایران هم در همان خیابان واقع شده است و میشه این روز رو پایه ای محکم برای دیگر حرکات از سوی هر جنبشی در نظر گرفت و پیشا پیش فرارسیدن این روز رو به همه آزاداندیشان و همین طور دانشجویان تبریک می گم و در ضمن بسیار خوشحالم که احمد باطبی پس از ۹ سال ثمره کار خود و دیگر دوستانش رو در دنیای آزاد جشن می گیرد.
گر بدین سان زیست باید پست
من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی نیاویزم
بر بلند کاج خشک کوچه بن بست (احمد شاملو)


انگارمشکلات ما تمومی نداره...!
وقتی چرخی تو اینترنت زدم،کلی خبر و مطلب دیدم که هر کدوم میتونه به تنهایی موضوع مهمی باشه ولی به خاطر تعدد اخبار خیلی زود از یادها میره.از اعدام 8 نفر در سحر گاه چهارشنبه گرفته تا بازداشت عباس پالیزدار ، از تحصن دانشجویان دانشگاه تربیت معلم گرفته تا احتمال لغو کنسرت کریس دی برگ، از قطعی مکرر برق به خاطر ناتوانی در تولید آن ، همچنین قطع ارتباط ایران با بانک های اروپایی.
بله ، اینها فقط چند تا از خبرهای کمی مهم این چند روزه بود.انگارمشکلات ما تمومی نداره،کاش کسی بود که دلش به حال ما میسوخت.افسوس ، اخوان هم گفت که :
زمستان است ، سر ها در گریبان است...
دولت مردای ما به جای اینکه کمی به فکر ما باشن،سرگرم تحمیل تفکرات انقلابی،اسلامی،و به اصطلاح ایرانی خود بر ما هستن،ملاحظه کنید:

به راستی توهینی از این بالاتر به زن و مرد ایرانی وجود دارد؟ توهین به نفس انسانی،توهین به شرافت انسانها.
جدایی زن و مرد ایرانی حتی در پارک ها،تفکرات حیوانی افرادی که به جامعه تحمیل میشود،و طبق شنیده ها و دیده ها کمتر استقبالی از آن میشود.بله ، چهار شنبه روز جهانی مقابله با کار کودکان بود،آیا عدالت و انصاف این نیست که به جای خرج میلیون ها تومان پول برای حصار کشی پارک بانوان که خدای نکرده توسط مردان دیده شوند ، کمکی به همین کودکان کار که تعدادشون هر روز بیشتر میشه ، صورت میگرفت؟

نمیدونم جنجال آقای پالیزدار در چه جهتی صورت گرفته اما به هر حال ارزش داره،و شاید حرفهایی هست که خیلی دیر زده شده،هر چند که اکثر مردم از اونا آگاهی داشتن.به هر حال ایشان دستگیر شدن.


حقارت تا کجا؟
خیلی خنده داره یه موقعی وقتی از همه کارهای سخت و روزمره خسته می شدیم یه چند خطی می نوشتیم و سعی می کردیم تا دیگران هم اون رو ببینند ولی حالا نوشتن آنقدر سخت شده که فقط فکر کردن برای انتخاب موضوع ذهنت رو کاملا مشغول می کنه و نمی تونی به کارهای دیگه خودت برسی یکی از دلایل اصلی که آبستن یخورده دیر بروز میشه می تونه همین باشه
ولی امروز با اینکه می خواستم دیگه کمتر از سیاست بنویسم و بیشتر به مسائل فرهنگی کشورمون بپردازم ، فهمیدم آقای احمدی نژاد رو که همین امروز یعنی ۱۴ خرداد به ایتالیا رفته تحویل نگرفتن ، آنقدری که همین امشب باید بیاد تهران حتی یه شام کوچولو هم بهش ندادند راستش این موضوع بنظرم سوژه خوبی آمد و گفتم می تونم به این وسیله گریزی هم به تمدن ایرانی بزنم
آری چقدر حقیر شدیم که رئیس جمهور کشورمان لایق همسفره شدن با بلندپایگان دیگر کشور ها نیست کشوری که برایش صحبت از تمدن کردن به این سادگی نیست این روز ها به راحتی خرد می شود برلوسکونی از بلند پایگان ایتالیا درخواست نشستی با احمدی نژاد رو رد می کنه ...

حالا بیائید ۱۷۰۰ سال بریم عقب روزی که ایرانیان با پادشاهی و اقتدار شاپور اول وارد روم شدند و والریانوس حکمران روم را به عنوان اسیر به ایران آوردند جاییکه که اقتدار ایرانیان برای همه ثابت شده بود نه به دلیل جنگ آوری به این دلیل که ایرانیان در هر زمینه ای در طول تاریخ خود را ثابت کرده اند و شاید اقتدار نظامی هم از این حیث باعث افتخار همه ایرانیان باشد چرا که نه !!!؟ البته نه برخواسته از خونخواهی بلکه جنگ از برای برقراری هر چه بهتره صلح از اینرو ایرانیان همیشه سربلند خواهند بود.

و به نظر من بی احترامی به آقای احمدی نژاد بی احترامی به مردم ایران نیست بلکه برعکس ارزشمند دانستن حقوق بشر است.
اکنون من و شما باید به شاپور اول و پادشاهان امثال وی که تمدنی پر از افتخار برایمان به یادگار گذاشته اند ببالیم یا به جناب آقای دکتر احمدی نژاد که خود را نماینده امام زمان می دانند ؟



خود قضاوت کنید: آیا این طرح، امنیت اجتماعی را بالا میبرد؟ آیا این روزها، هنگام قدم زدن در خیابان، احساس امنیت بیشتری میکنید؟ آیا آنچه انجام میشود، اولویت اصلی برای ارتقای امنیت فردی و اجتماعی شماست؟
خواندنیها: