آبستن تاریخیم،آبستن حوادثیم،ما همه آبستنیم
آبستن
![]() |
![]() |
![]() |
تخت جمشید متعلق به جباران تاریخ است!!!
راستش فکر می کنم باید به همه کسانی که یه موقع به این بلاگ می اومدن دوباره سلام کنم یه مدتی دستم به نوشتن نمی رفت ، نمی دونم چرا؟ ، شاید ...شاید احساس اینکه از نوشته های قبلیم به اون جایی که می خواستم نرسیدم یا اینکه شاید همه چیز تکراری شده و این نوشتن هم یجور عادت ، عادتی که گره از کار هیچکس باز نمی کنه و فقط نوشته هات رو کسانی می خونن که نسبتا با خودت همفکرن و از نقد و انتقاد به اون صورت خبری نیست اینجاست که کم کم احساس کسل کننده ای در مورد کاری که انجام میدی پیدا می کنی یجور پوچی و خستگی و آخر هم میشه اونی که حدود یک ماه باهاش درگیرم ولی حالا تصمیم دارم دوباره بنویسم به امید خیلی چیزهای تازه ، آخه بو های خوبی به مشام میرسه بنظرم مردم نسبت به محیط اطرافشون آگاه تر شدن رک تر بگم دولت فعلی اگه هیچی رو جز فقر و فحشا و تحقیر جهانی و ... افزایش نداد باعث شد مردم یه تکونی بخورن شعور سیاسی شون بیشتر بشه و به هیچکس اعتماد نکنن بنظرم باید از آقای احمدی نژاد تشکر کرد البته یخورده سختی هم داره ولی دیگه عادت کردیم فکر کنم زیاد طول نکشه راسش محرک من هم برای نوشتن دوبارم سخنان تازه آقای خامنه ای در مورد تخت جمشید بود که دیگه نمی شد ساکت موند نمی دونم البته شاید ایشون راست می گن آخه در ۲۵۰۰ سال پیش فجایعی چون برده داری مرسوم بوده و وقتی شخصیتی مثل کوروش برخلاف این موج حرکت می کنه یا داریوش که برای ساخت تخت جمشید به تک تک سازندگانش دستمزد می ده ، باعث تعجب همگان میشه و شاید امروز هم کسانی مثل آقای خامنه ای نمی توانند بپذیرند چنین اعمالی که هنوز شاید ارزشمند هستند!!! در ۲۵۰۰ سال پیش توسط مردان پارسی چون کوروش و داریوش که پسوند بزرگ به شایستگی برایشان ارزشمند است آن را نقض کرده اند به هر حال لازم می دونم از ایشون هم تشکر کنم چرا که اگر سخنان شیوای ایشان را نشنیده بودم شاید دیگه هیچ وقت نمی نوشتم ...
شما چی فکر می کنید؟؟؟


***سال نو مبارک***
آئین های باستانی ، واهمه ندارند
در این روزها ایران زمین میزبان جشن ها و آئین هایی کهنه برای مردمانش خواهد بود و البته تا چند روز دیگه هم ۱۰ هزار ساله ، ۲۰ هزار ساله ، نمی دونم ، نمی دونم قراره چند ساله بشه و اصلاً هم مهم نیست به عقیده من مهم اینه که در طول تاریخ با توجه به خنجرهایی که خورده ولی هر روزش باعث شادمانی مردمش بوده و حتی اگه غمی داشتند یجوری این جشنها ، غمها رو هر چند سنگین در خود حل می کردند.
اما امروز که با خودم فکر می کنم می بینم چند سالی میشه که بعضیا فرهنگ خودمونو نادیده گرفتن اونوقت پای تهاجم فرهنگی رو وسط می کشن ، یخورده که بچه تر بودم فکر می کردم جشن هایی مثل چهار شنبه سوری و نوروز همون تهاجم فرهنگی خودمونن آخه تو این مملکت هیچ جا از شون حرفی نبود حتی تو همین رسانه ملی توجه کنید رسانه ملی ، وقتی هم به یکی از این جشن های زیبا نزدیک می شدیم سریع به یه شیوه ای سعی در دور کردن مردم از این وادی داشتند یا سعی می کردن با قرآن و حرم این امام و اون امام قاطیش کنن البته می دوندید که همه آقایون یه مدرک دکترا برای ارتباط اسلام با تمام مسائل دارند.
نوروز که میشه سریع یه برنامه تو حرم امام رضا ردیف می کنن آخه بابا جون نوروز جمشیدی چه دخلی به حرم ائمه داره خودتون یه وقت کسر شان تون نمیشه
البته نیازی به این حرفها هم نیست ، ولی تو شما ها هم آخ یکی پیدا نمیشه به من بگه نادون اصلا میشه "جمهوری اسلامی" و "جشن و شادی" اونم از نوع ایران باستانیش رو کنار هم نوشت که تو می خوای این نمایندگان خدا انجامش بدن ، بابا از خر شیطون بیا پائین که شیطونم از کارهای اینا هاج و واج مونده
ولی یخورده که جدی تر به قضیه نگاه کنیم می بینیم حکام فعلی از تجمع مردم حتی بدور آتش برای آخرین شب چهارشنبه سال واهمه دارند حتی تریج میدن در روزهای نوروز به دید و بازدید نرن
خلاصه درسته که ایران ، امروز نه بلکه هروز آئین و رسمی دیرینه برای جشن و شادی دارد ولی مردم ما حق ندارند حتی تو دلشون بخندند و شاد باشند
با این حال من یکی که امسال هم توی چهارشنبه سوری شرکت می کنم و به همراه خانوادم سفره هفت سین خوشگلی می چینیم و به پیشواز نوروز می ریم تا دماغشون بسوزه
شما ها چی ؟؟؟
راستی سفره هفت سین بدون ماهی قرمز یادتون نره
( http://www.irhc.blogsky.com/?PostID=103 )
نوروز باستانی رو به همه ایرانیان تبریک می گم


آقای اصلاح طلب . دیگه بسه.
داشتم بلاگ گردی میکردم.به یه بلاگ رسیدم که یه بنده خدایی که باید به اون گفت اصلاح طلب مطلبی نوشته بود که: آره میدونم ما شکست میخوریم ولی فردا تو انتخابات شرکت کنید.منم برای آقای اصلاح طلب یه نظر گذاشتم که ناامید تر بشه.یه کمی هم دلم براشون میسوزه. از نظرم خوشم اومد براتون گذاشتم...
آقا جان خواهش میکنم .دیگه بسه.
تا کی باید خودمون رو گول بزنیم.واژه اصلاح طلب برا ما ارزش داره.آخه چرا به همین راحتی به هر کسی میگید اصلاح طلب.
اصلاح طلب باید مرد باشه.اصلاح طلب برای وجدان خود یه جاهایی جلوی زور ایستادگی میکنه.اصلاح طلب وقتی حامی هاشو تو کوی دانشگاه قلع قمع میکنن میره تو کوی و از اونا حمایت میکنه.
اصلاح طلب وقتی میبینه قتل های زنجیره ای داره اتفاق میفته میکشه کنار عوامل اصلی رو لو میده.اصلاح طلب باید شرف داشته باشه.اصلاح طلب وقتی اونارو رد صلاحیت میکنن جلوشون وای میسته انتخابات رو تحریم میکنه.خواهش میکنم به همین راحتی به هر کسی نگین اصلاح طلب.الان در صحنه انتخابات مجلس هشتم هیچ اصلاح طلبی نمیبینم.هیچکسی.
من پشیمان نیستم
من به این تسلیم می اندیشم
این تسلیم دردآلود (فروغ)


شرکت کنیم یا نکنیم؟
مهمترین موضوعی که در روزهای نزدیک به انتخابات در ذهن ما به وجود می آید همین سوال بالااست.شرکت کنیم یا نکنیم؟
خیلی ها پس از شنیدن این سوال با خود میگویند لازم به فکر نیست شرکت نمیکنیم دیگه.یا کسانی هم هستند که جوابشون مثبته!!!
قصد من در این پست دعوت به حضور و یا دعوت به تحریم نیست، فقط مقصودم در این است که اگر ما شرکت میکنیم یا نمیکنیم با کمی تامل بیشتری باشد.من از چند روز پیش شروع به خواندن نظرات و مصاحبه های که با افراد مختلف و کارشناسان اهل فن شده است کردم.
از این به بعد لینک تمامی مصاحبه های که راجع به این موضوع هستو براتون میزارم تا با هم به نتیجه برسیم.
به علت فیلتر لینک مطالب رو میزارم .خودتون آدرس رو تو فیلتر شکن وارد کنید.
به کام سلطان، به زیان دموکراسی
اکبر گنجی
http://www.roozonline.com/archives/2008/03/post_6518.php
عبدالله مومنی
http://www.roozonline.com/archives/2008/03/post_6525.php
سراشیبی تند عدم مشارکت در انتخابات
عیسی سحرخیز
برای ما مهم نیست که به چه کسی رای بدهید
شهلا لاهیجی


فیلم سازی در کشور دوستداران فرهنگ و سینما
تا همین الان که این قلم رو تو دستم احساس می کنم ، چند سالی می شه که به مسائل فرهنگی ، به تمدن ، به تمدن ایران ، به تمدن ایران زمین فکر می کنم ولی حدودا ً دو سالی می شه که با کمک یکی از دوستای همفکرم این وبلاگ رو دایر کردیم که شاید بتونیم تفکرات هر چند ناچیز خودمون رو در مورد نقاط تاریک و حساس فرهنگ و تمدن ، مخصوصا ً از نوعی ایرانی اون رو بیان کنیم . نمی دونم چقدر موفق بودیم ، قضاوت با شماست ولی امروز حس خوبی دارم ، چرا که یه روز خواستم بنویسم و نوشتم ولی آخه فرهنگ و تمدن در کشوری که از صاحبان اصلی این کلمات محسوب می شه معنایی دارد ؟؟؟
یه روزی تمدن تو این کشور به آزادی زندانیان یهودی در بابل و تساوی بین زن و مرد و ... افتخار می کرد و ...
گذشت و گذشت و گذشت و حالا این گوی فرهنگ به دست ما افتاده ، آری امروز فرهنگ ما به این افتخار می کنه که اگه می خوای کتاب بنویسی باید اینجوری یا اونجوری بنویسی وگرنه متاسفم چاپ ، بی چاپ ، می خوای فیلم بسازی این تیکه و اون تیکه و خلاصه یه نصف فیلم رو بزنی حله وگرنه بهت می گن عجب ماری توی آستین پرورش دادیم ، ای وای اجنبی بگیریدش ...
حالا اگه یخورده جهانی فکر کنیم ، جهان کنونی می خواد فرهنگ کهن رو با استفاده از فناوری امروز ترویج بده و شاید یکی از بهترین راه ها برای میسر کردن این هدف والا استفاده صحیح از امکانات در پیشبرد سینما باشد .
فیلمی با هزار امید و آرزو توسط نویسنده ، کارگردان ، بازیگران و همکاری دلسوزانه تهیه کننده یا تهیه کننده گان ساخته می شه که شاید بتونه یه گوشه ای از دردهای جامعه را نمایش بده ... ولی آخه آخرش که چی ، اصلا ً کی میاد بگه بابا تو واسه چی اینقدر مسئله اعتیاد یا موسیقی و ... برات مهم بوده ، راست می گه چه اهمیت داره اصلا ً به ما چه ، آخه به تو چه که کی معتاده ، عوض این حرفا بگو ببینم چرا فلانی تو فیلمت خونده ، چرا اون خانم تو فیلمی که داره داخل یه حکوت اسلامی ساخته می شه اون آقا رو لمس می کنه؟!! وای چه فاجعه ای ، آخه توی کارگردان نمی فهمی اینطوری اسلام به خطر می افته و بیننده تحریک می شه ؟!! وای بر ما که ترویج دهنده فحشا شده ایم .
آخه آدم بی سواد چرا با این فیلمت می خوای بگی مسولین با اعتیاد مبارزه نمی کنن ، درغگو ، تو نمی دونی دروغگو دشمن خداست و جاش تو جهنمه .
خلاصه اینه فیلم سازی در کشور دوستداران فرهنگ و سینما این مطالبی که گفتم از ابتدا تا پایان برای همدردی با آقای مهرجویی و سپاس از فیلم زیبای سنتوری بود که شاید اینگونه بتوانم نسبت به تماشای نسخه قاچاق فیلم ایشان ادای دین کرده باشم و امیدوارم بینندگان این نوع فیلمها مورد بخشش کارگردانان دلسوز کشورمان قرار گیرند.


فرهنگی که به آتش جهالت سوخت
یکی از آثار شوم و بسیار زیان بخش حمله اعراب به ایران ، محو آثار علمی و ادبی این مرز و بوم بود.اعراب جاهل کلیه کتب علمی و ادبی را ، به عنوان آثار و یادگارهای کفر و زندقه ، از بین بردند. سعد وقاص پس از تسخیر فارس و فتح مداین و دست یافتن به کتابخانه ها و منابع فرهنگی ایران ، از عمر ، خلیفه وقت کسب تکلیف نمود ، و وی نوشت:
( کتابها را در آب بریزید زیرا اگر در آنها راهنمایی باشد با هدایت خدا از آن بی نیازیم و اگر متضمن گمراهی است ، وجود آنها لازم نیست ، کتاب خدا برای ما کافی است. )
سطح فرهنگ و تربیت سپاهیان عرب و حتی سرداران بزرگ ایشان ، به قدری نازل بود که از درک ارزش اشیائی که با چنان هنرمندی و چیره دستی ساخته شده بود ، عاجز بودند و طبق سوره مربوطه غنایم را تقسیم کردند.
اندک اندک مردم ایران فهمیدند که حمله اعراب دستبرد ساده ای به منظور غارت نبود بلکه جدی تر از آن است.
حال پس از ۱۴۰۰ سال هنوز کسانی هستند که فرهنگی دیرینه را نادیده گرفته و چون اعراب جاهل سعی در از میان بردن تمدن و فرهنگی دارند که ریشه ای چند هزار ساله دارد ، تا چند سال پیش به چیدن شاخ و برگ آن اکتفا می کردند ( حذف هویت ملی ) ولی امروز تیشه ای در دست گرفته اند و آنچنان محکم به ریشه آن می زنند که قلب هر انسان آزاد اندیشی را بدرد می آورد .



ششم فروردین زادروز زرتشت، تنها پیامبری است که از میان آرین ها برخاست و " کردار نیک ، پندار نیک ، و گفتار نیک " را ندا داد و ترویج کرد و ایرانیان را با این منش پرورش داد.
خواندنیها: